X
تبلیغات
دوست دارم عشق من





پست ثابت (آقای غریب...!)  

دوستان عزیزم خوش حال میشم اگه به این یکی وبم هم سر بزنید :Yousef-zahra.blogfa.com

فقط فقط به عشق آقای غریب..((**اللهم عجل الولیک الفرج**))

نوشته اي از يك عاشق به نام :احمد نوری| شنبه بیست و ششم اسفند 1391 | 13:12 | + | موضوع:

عشقم عاشقتم...!  


فقط واسه یه لحظه عاشقم باش ، میخوام با این ثانیه دلخوش باشم


یه لحظه با تو و دیگه مهم نیست ، تا آخر دنیا اگه تنها شم


هوام تویـــی ، صدام تویی ، غم تو نگام تویی ، اون کسی که میخوام تویی ، تو ..


هوام تویـــی ، برام تویی همه ماجرا ، غمی که نمیکنه رهام تویی ، تو..


اونکه اسمش داره قلبمو می لرزونه ، تویی


حالِ بده ، دلِ بدحالمو میدونه ، تویی


اونیکه که باید بره اما نمیتونه ، منم


اونکه باید بمونه اما نمیمونه ، تویی

 

نوشته اي از يك عاشق به نام :احمد نوری| جمعه بیست و دوم فروردین 1393 | 21:49 | + | موضوع: |

سال رو بدون تو شروع نمیکنم عشق من...!  


آخر سال و دلم ، درگیر غصه و غم
تنها نشستم با خودم
تنهامو ، دورم از همه
این خونه خالی شده از ، صدای خندهای تو
یه قاب عکس چوبی رو ، امسال میذارم جای تو
لباس نو نمیپوشم
سال رو شروع نمیکنم
هستند همه بی تو ولی ، به هیشکی رو نمیکنم
لباس نو نمیخرم
سفره هفت سین ندارم
تموم زندگیم تویی ، من بی تو چیزی ندارم
چطور فراموشت کنم
عطرت هنوز روتنم
تموم خاطراتمون ، با جزیاتش یادمه
نمیذارم کسی بگه ، جای تو خالیه چقدر
با هر صدای در میگم ، دیدی بالاخره اومد

نوشته اي از يك عاشق به نام :احمد نوری| سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392 | 0:17 | + | موضوع: |

تو رو تنها نمیذارم...!  

اگه حتی یه ستاره ، تو شبت جایی نداره

به تو میرسم دوباره ، تورو تنها نمیذارم

اگه باز دلت بگیره ، رنگ دنیات بشه تیره

هیچکی دستات و نگیره ، من تورو تنها نمیذارم

از ته دلم میخونم ، تا ابد باهات میمونم

آره عشق مهربونم ، تورو تنها نمیذارم

بده دستاتو به دستام ، تویی عشق و همه دنیام

گل من نترس من اینجام ، تورو تنها نمیذارم

تویی تنها تک ستارم ، تویی عشق موندگارم

تا ابد ، تا دنیا دنیاست ، تورو تنها نمیذارم

تورو می بوسم عزیزم ، با همه عشقی که دارم

اگه دنیام زیرو رو شه ، تورو تنها نمیذارم

نوشته اي از يك عاشق به نام :احمد نوری| پنجشنبه هشتم اسفند 1392 | 22:2 | + | موضوع: |

ببار بارون که دلم هوای یارم کرده...!  

بزن بارون... ببار آروم... به رویِ پلکای خستم

بزن بارون ... تو میدونی ... هنوزم یاد اون هستم


با اینکه سرد و پژمردم ، هزار بار از غمش مردم

ولی بازم دوسش دارم ... تک و تنهاش نمیزارم


بزن بارون ... ببار آروم ... به رویِ پلکایِ خستم

دارم هر شب میام از خونه بیرون ... هوایه خونه سنگینه

من هر شعری که این روزا نوشتم ، از تو غمگینه


بازم با گریه خوابم کن ، بازم خوابه تو رو دیدم دوباره

چقد غمگینم و تنهام ، چقد میخوام که باز بارون بباره


بزن بارون ... ببار آروم ... به روی پلکای خستم

بزن بارون ... تو میدونی ... هنوزم یاد اون هستم


نوشته اي از يك عاشق به نام :احمد نوری| پنجشنبه سوم بهمن 1392 | 20:12 | + | موضوع: |

یلدات مبارک عشقم...!  


بیدارم و هرشب برات ، ترانه میشه حسم

پاییزم از ، اینجا بره ، تموم نمیشه قصم

من عاشقت موندم اگه ، یادت نمونه اسمم

عیبی نداره خوب من ، یلدات مبارک عشقم

امشب توی آغوش کی ، طولانیه خنده هات

کی میتونه نگاه کنه ، خودشو توی چشمات

من که یه عمره بعد تو ، یلدا شده شبامو

عکسات تو آغوش منو ، اشک ، توی چشامو

ای کاش که یلدا ، با خودش ، تو رو برام بیاره

بیشتر از هرشب دل من ، غمگین و بی قراره

حافظ نمی خونه برام ، فالی به جز جدایی

یلدات ، مبارک عشق من ، امشب کجایی

نوشته اي از يك عاشق به نام :احمد نوری| جمعه بیست و نهم آذر 1392 | 22:27 | + | موضوع: |

بیا برگرد...!  


دلم تنگه برات آخه کجایی ، بگو تو مثل من طاقت نداری

دارم حس میکنم حال و هواتو

هوای هردومون بی قراری

دوباره عطر تو ، از پیرهن تو، از اون شالی که جا مونده ، میگیرم

دلم پر میزنه هرجا که باشی

بیا برگرد دارم بی تو میمیرم


دلم تنگه بیا برگرد ، چه سخته طاقت این درد


ندیدی خاطرات تو ، منو بازم هوایی کرد


دلم تنگه بیا برگرد ، چه سخته طاقت این درد


تو که نیستی ، کسی هم نیست ، واسه دلتنگی این مرد

نوشته اي از يك عاشق به نام :احمد نوری| جمعه یکم آذر 1392 | 0:4 | + | موضوع: |

نمیدونم قراره تا کجا ؟ اما دوست دارم...!  


دل عاشقم همیشه ، تنگه چشمای تو میشه

عطر توهم میپیچه ، تو هوا

میشه با تو خاطره ساخت

میشه دل به عشق تو باخت

میشه واست مرد ، بخدا

نمیدونم ، قراره تا کجا

اما دوست دارم

نمیدونم نمیدونم نمیدونم چرا؟

اما دوست دارم

غیره تو مگه کسی میتونه ، ماه اسمونه من باشه

توی روزای پاییزی و سرد ، گل مهربون من باشه

قدره چشماتو میدونم ، بخدا دنیا کوتاهه

کسی فرداشو نمیدونه ، فرصتا قدره یه اهه

نمیدونم ،قراره تا کجا

اما دوست دارم

نوشته اي از يك عاشق به نام :احمد نوری| سه شنبه هفتم آبان 1392 | 11:29 | + | موضوع: |

میمونم به پای عشقت...!  


دوست داشتم و دارم ، تویی عمر دوبارم
 
بخوای نخوای  ، دلو برات میارم
 
اینو گفتم و میگم  ، بدون تو میمیرم
 
تو که نیستی ، من از کی سراغتو بگیرم
 
دلم چه بی قراره ، نشونیتو نداره
 
اگه بی تو بمونه ، میمیره بی ستاره
 
نگیر ازم بهونه ، صدام کن عاشقونه
 
ببین که وقتی نیستی ، چه غمی داره خونه
 
نگا کردی تو چشمام ، ولی عشقو ندیدی
 
تا فهمیدی میخوامت ، دوباره دل بریدی
 
میمونم پای عشقت ، اگه بازم بگی نه
 
شاید با رفتن تو ، بگم به زندگی
 
نــــــــه 

نوشته اي از يك عاشق به نام :احمد نوری| یکشنبه هفدهم شهریور 1392 | 13:44 | + | موضوع: |

فقط به عشق تو عزیز ...!  


فقط به عشق تو


به عشق اون چشمات


به عشق دیدنت


به عشق شنیدن صدات


تموم راهو با علاقه اومدم


قول میدم ، تا ابد ، تورو از دست ندم


فقط به عشق تو ، از خواب بیدار میشم


حس میکنم تورو بی اختیار پیشم


فقط به عشق تو ، دنیارو دوست دارم


حتی یه لحظه هم ، تنهات نمیذارم


فقط به عشق تو ، پر از محبتم


وقتی که پیشمی ، آروم و راحتم


ببین چقد برام همیشگی شدی


تنها امید من ، تو زندگی شدی


فقط به عشق تو ، دنیارو دوست دارم


حتی یه لحظه هم ، تنهات نمیذارم

نوشته اي از يك عاشق به نام :احمد نوری| یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1392 | 16:29 | + | موضوع: |

نباشی تو ...!  


نباشی تو دنیا می خوام نباشه 


این روزگار روزگارش سیاشه


دلم واسه کی جز خودت فدا شه


نباشی تو دنیا می خوام نباشه


عشق تو آبروی من 


داشتنت آرزوی من


اسم قشنگت با یه بقض 


همیشه تو گلوی من 


جز تو کسی رو ندارم 


سر روی شونش بذارم


خودت می دونی نازنین 


که من چقدر دوست دارم 

نوشته اي از يك عاشق به نام :احمد نوری| سه شنبه هشتم مرداد 1392 | 13:6 | + | موضوع: |

دیگه طاقت نیاوردم اومدم ...!  

 ((دیگه طاقت نیاوردم اومدم))

اگه قلبمو شکستی ، به فدای یک نگاهت. این منم چون گل یاس نشستم سر راهت . تو ببین غبار غم رو، که نشسته بر نگاهم . اگه من نمردم از عشق تو، بدون که روسیاهم.

 اگه عاشقی یه درده ، چه کسی این درد را ندیده ، تو بگو کدام عاشق رنج دوری ندیده. اگه عاشقی گناهه ما همه غرق گناهیم ، میون این همه آدم یه غریب و بی پناهیم ، تو ببین به جرمه عشقت ، پر پروازمو بستند. تو ندیدی منه مغرور ، چه بی صدا شکستم. 

نخواستم عمق زخمامو بدونى            نخواستى حرف چشماتو بخونم

 توى قلبت اگ جاى ندارم                  بذار تو خاطراتت جابمونم

نوشته اي از يك عاشق به نام :احمد نوری| یکشنبه شانزدهم تیر 1392 | 9:54 | + | موضوع: |

بیا صدا قلبمو گوش کن...!  


می گی منو نمی خوای ، بهم نگاه می کنی

می ری دلم می گیره ، تو گناه می کنی

کی غیر من می تونه ، دستتو بگیره

زندگیش تو باشی ، واسه تو بمیره


 آی تو دلیل بودنم 

آی تو که دنیای منی

قلبی که دوست داره تو رو

حیفه بری بزنی بشکنی

آی تو که دیوونه ت شدم 

آی تو که دلم می ره برات

تند می شه نبضم ، تو رو که می بینم

می ره دلم با یه نگات


من با تو حالم خوبه و آرومم

با تو قلبم می کوبه وآرومم

بیا صدا قلبمو گوش کن

ای کاش ، توی دل من بودی و می دیدی

صدای دل منو می شنیدی

بیا صدا قلبمو گوش کن

نوشته اي از يك عاشق به نام :احمد نوری| چهارشنبه پنجم تیر 1392 | 18:36 | + | موضوع: |

اگه تر کت کردم ...!  

اگر تركت كردم ، دليلش آن نبود كه دوستت نداشتم

اگر تركت كردم ، دليلش آن نبود كه برايت زياد بودم

اگر تركت كردم ، دليلش آن نبود كه زندگيم بي تو بهتر خواهد بود ، هرچند که

تركت كردم ، كه بگم عاشقت هستم

تركت كردم ، كه بگم : كبوتر با كبوتر، باز با باز 

تركت كردم ، تركت كردم كه فرشتگان تركت نكنند ، براي اينكه جاي تو اونجاست

تركت كردم براي اينكه عاشقت بودم و بمانم

آخه يه وقتا آدم بايد كسي را كه خيلي دوست داره ترك كنه تا بتونه

همیشه عاشقش بمونه

نوشته اي از يك عاشق به نام :احمد نوری| جمعه سی و یکم خرداد 1392 | 14:50 | + | موضوع: |

ای دل بی کسم...!  

ای دله بی یارم ، تنها کس و کارم 

دیدی ازم دل کند ، اون که دوسش دارم 

اون که یه عمری بود ، غصشو میخوردم

دیدی چه راحت گفت ، من تو دلش مردم

ای دله غمگینم ، دیدی چه بی رحمه

معنی احساسو دیدی نمیفهمه

رفت و شدم تنها

اما

خوب میدونم اون نیست تنها

من دیگه از امشب ، هر شب

مهمونی دارم با غم ها

آخ که چقدر تنهام ، سرده چقدر دستام 

سر شده صبر من ، دست اونو میخوام

 

نوشته اي از يك عاشق به نام :احمد نوری| شنبه هجدهم خرداد 1392 | 15:31 | + | موضوع: |

امشب تولد منه....!  


امشب تولد منه ، اما تو نیستی

شمع و ستاره روشنه ، اما تو نیستی

دوستام همه کنارمم ، تنها تو نیستی

وای به حالم ، که دل به تو سپرده

به تو دل داده و دل ازت نبرده

تو شب تولدش ، واسه تو مرده

شب تولد واسه تو مرده

بیا بهم تبریک نگو ، فقط سکوت کن

اما خودت به جای من ، شمعا رو فوت کن

امشب تولد منه ، اما تو نیستی

شمع و ستاره روشنه ، اما تو نیستی

اما تو نیستی

نوشته اي از يك عاشق به نام :احمد نوری| شنبه چهارم خرداد 1392 | 18:39 | + | موضوع: |

تقدیم به تو...!  

اینو تقدیم میکنم به تو که تولدم رو بهم تبریک گفتی.



خیلی سخته بغض داشته باشی و نخوای کسی بفهمه

خــــــــیلی سخته کسی رو دوست داری ، ولی اون نفهمه

خـــــــیلی سخته اونی رو که دوستش داری ، بخوای هر روز ببینی ولی اصلا نبینیش

خــــــیلی سخته دلت شکسته باشه ولی کسی نبــــــاشه باهاش حرف بزنی

خـــــــیلی سخته تو عــــــــــــاشق باشی ولی اون....اون فـــــارغ

خــــــــیلی سخته بخوای احســـــاستـــو بهش بگی ولی نتونی

خــــــــیلی سخته احســـــاستو اصلا درک نکنه

خــــــــیلی سخته یه دردی تو دلت باشه ولی علاج اون نبـــــــــاشه

خـــــــــیلی سخته اون رفته ، ولی تو منتظرش بمونی امــــا اون حتی....حتی فکر برگشتنم نیــــست

خـــــــیلی سخته اون تموم کنه ، ولـــی تو تــــــازه بخوای شــــــروع کنی

خــــــــیلی سخته وقتی داری گریه میکنی ، بخوای اون اشکاتو پاک کنه ولی پیشت نبــــــاشه

خــــــــــیلی سخته بخوای گرمــــای دستــــاشوحـــس کنی اما

ســـرمای نبــــودنش رو حس کنی

نوشته اي از يك عاشق به نام :احمد نوری| جمعه سوم خرداد 1392 | 20:25 | + | موضوع: |

عشق پا برجاست  


 دلم تا همیشه از ، تو جدا نمیشه 

واسه مهربونیات 

یه دنیا ستاره ، رو سر من میباره

وقتی که میمونم باهات 

پس هم زبونم باش

هم آشیونم باش

من عاشقت هستم

تو آسمونم باش

هم زبونم باش که ، عشق پا بر جاست

میخوام لحظه هامون رو 

پر کنم از احساس

زندگی کوتاست 

بهترین لحظه

شاد این باشه

که عشق پا بر جاست

نوشته اي از يك عاشق به نام :احمد نوری| سه شنبه سوم اردیبهشت 1392 | 23:2 | + | موضوع: |

خیلی سخته عزیز...!  


خيلی سخته که بخوای با آب خوردن بغضت رو بفرستی پايين
اما يه دفعه اشک از چشات جاری بشه

خيلی سخته که بهت بگه دوست دارم ، اما بعداً متوجه بشی ، حرفش يه (( ن )) کم داشته
خيلی سخته که وقتی با هزار و يک زحمت سعی کردی خودت
رو قانع کنی که همه چيز فقط يه سو تفاهم بوده تو خيابون با يکیديگه ببينيش


خيلی سخته که کسی که تموم زندگيت رو به پاش ريختی 
با بی رحمی تموم ، تو چشمت نگاه کنه و بگه : ديگه دوست ندارم
خيلی سخته که يه عمر با خيال يه نفر زندگی کنی 
اما وقتی فهميد عاشقشی بره و پشت سرشم نگاه نکنه

خيلی سخته که دلت رو به کسی خوش کنی که يه دلخوشی ديگه داره
خیلی سخته اونیو که تا دیروز میخواستیش حالا فقط راضی به شنیدن صداش باشی
خیلی سخته یکی با اینکه میدونه دوسش داری بره و تنهات بذاره
خيلی سخته که هميشه مجبور باشی سخت ترين چيزها رو تحمل کنی

خیلی سخته بدونی بهت خیانت کرده ولی وقتی دیدیش نتونی بهش چیزی بگی
و فقط اشکات سرازیر شه تا یه بار دیگه بفهمه هنوزم دوسش داری

خیلی سخته زخم زبون مردمو تحمل کنی
خیلی سخته بهت بخندن و بهت بگن تنهات گذاشته
خیلی سخته با اینکه میدونی دیگه نمیاد بازم منتظرش باشی

خیلی سخته یکی دیگه ازت بخواد ، باهاش باشی ، ولی نتونی 
چون حس میکنی هنوزم دوسش داری
 خیلی سخته ، خیلی سخته

نوشته اي از يك عاشق به نام :احمد نوری| جمعه نهم فروردین 1392 | 22:23 | + | موضوع: |

غزال سر در گم من...!  

(( ** پیشاپیش عید ، سال نو رو به همه دوستان عزیزم تبریک میگم ، این متن رو هم برا عید آماده کرده بودم ولی تصمیم گرفتم الان بزارم و گذاشتم ، به هر حال امیدوارم سال خوبی رو داشته باشین و بهتون خوش بگذره و از این سفره ی نو هر چی میخوایین از خدا بهتون بده . بازم پیشاپیش عید رو تبریک میگم . **))



نگاه به من نکن اینم ، یه روزی من کسی بودم


عشق تو باعثش شده ، که اینطوری ویرون شدم


آروم ِ قلب من قراره ، آروم آروم ازم جدا شه


تا زیر گریه می زنم من ، انگار که اونم از خداشه


غزال سر در گم من ، فدات بشم چرا پُری


یه جور باهام حرف می زنی ، انگار که خیلی دلخوری


بگو بذار خالی بشی ، بزن دلت خنک بشه


بزن که جای دست تو ، رو صورت من حک بشه


با سال نو چه می کنی؟ ، بی من برات قشنگ شده؟


پارسال همین موقع با هم ، اصلا دل تو تنگ شده ؟


من که از این سفره ی نو ، چیزی نمی خوام از خدا


فقط می خوام که بم بگه ، چرا شده ازم جدا


غزال سر در گم من ، فدات بشم چرا پُری


یه جور باهام حرف می زنی ، انگار که خیلی دلخوری


***********


بگو بذار خالی بشی ، بزن دلت خنک بشه


بزن که جای دست تو ، رو صورت من حک بشه


نوشته اي از يك عاشق به نام :احمد نوری| جمعه بیست و پنجم اسفند 1391 | 10:47 | + | موضوع: |

جدایی...!  


منو جدا کردن

منو از یارم جدا کردن

می بینی برگ های پاییز داره می ریزه

سال ها هم همینطور داره میگذره

قرمزی رنگ گل قرمز داره از بین میره

به یاد میارم اون روزهایی که با هم گشتیم

منو جدا کردن

منو از عشقم جدا کردن

باز میکنم دفتر خاطراتم رو

که دلم را به درد میاورد

دلی که پاک هم باشد ، باز می تپد

دلی که مثل ستاره درخشان باشد ، هم می تپد

اشک های چشمم ، مثل دونه های تسبیح به هم وصل شدند و از صورتم میریزند

چرا اقبال و شانس من اینجوریه


منو جدا کردن ، منو از یارم جدا کردن

نوشته اي از يك عاشق به نام :احمد نوری| چهارشنبه نهم اسفند 1391 | 16:48 | + | موضوع: |

عاشقت میشم ...!  


آره عاشقت میشم

آره لایقت میشم

اگه تو بزنی به دریا 

آره قایقت میشم

**********

آره عاشقت منم 

آره لایقت منم 

آره زندونیه ، زندون دقایقت منم 

************
اون که تورو دوست داشت ، یه دفعه تنها گذاشت 

رفتش با یکی دیگه ، یاد تورو جا گذاشت

 ***********

اون که می گفت همیشه 

زندگی بی تو نمیشه

حالا چی میخوای بگی 

رفتش واسه همیشه

***********

میگم اشکالی نداره 

عشق موندگاره 

تو نباشی یکی دیگه 

این میشه راه چاره

***********

اونی که دوست داره 

تنهات نمی زاره 

بدون اون که دوست داره 

هیچ وقت تنهات نمی زاره

***********

اون که دوست داره 

هیچ روزی تنهات نمیزاره

اون که عاشقته ، اشک روی چشمات نمیاره

اون که گفت عاشقت میشم ، همین جا روبروته

آره اون منم که واسه دیدن تو بی قراره 

***********

بدون اون که دوست داره 

هیچ وقت تنهات نمی زاره

نوشته اي از يك عاشق به نام :احمد نوری| پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 | 19:40 | + | موضوع: |

من برگشتم...!  

من برگشتم.و از همه ی دوستانی که در این مدت نبودم بهم سر زدن خیلی،.با نظراتشون بهم روحیه دادن تشکر میکنم، تشکر میکنم.خداروشکر مشکلی که داشتم زودتر حل شد.و الانم اومدم.دوستون دارم.


یک نظر بر ابر کردم، ابر باریدن گرفت
یک نظر بر یار کردم ، یار نالیدن گرفت

تکیه بر دیوار کردم، خاک بر فرقم نشست
خاک بر فرقش نشیند، آنکه یار از من گرفت


 

نوشته اي از يك عاشق به نام :احمد نوری| چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391 | 12:37 | + | موضوع: |

من تو را دوست دارم...!  


تمام ترانه هایم ترنم یاد توست و تمام نفسهایم خلاصه در نفسهای توست

ای زلال تر از باران و پاکتر از آیینه به وجود پر مهر تو می بالم 

و تو را آنگونه که میخواهی دوست دارم 

ای مهربان - پرنده خیالم با یاد تو به اوج آسمانها پر خواهد گشود

و زیبایی ات را به رخ فرشتگان خواهد کشید 

تبسمی از تو مرا کافیست که  از هیچ به همه چیز برسم

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم

در چشمانت خیره شوم

دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم

منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم

سر رو شونه هایت بگذارم.از عشق تو…..

از داشتن تواشک شوق ریزم

منتظر لحظه ی مقدس که تو را در اغوش بگیرم

بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم

وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هدیه کنم

اری من تورا دوست دارم

وعاشقانه تو را می ستایم

نوشته اي از يك عاشق به نام :احمد نوری| جمعه سیزدهم بهمن 1391 | 22:5 | + | موضوع: |

تنهایی...!  


چرا رفتی تا تنهایی، نصیب من شه

تنهایی موندگاره ، نه مثل یه نسیم رد شه

تنهایی از تو واسه من ، نمک رو زخمه

دلم تنگ شده ، واسه نمک اون اخمت

چرا رفتی و من عاشقو، حیرون کردی

دلم به تو خوش بود ، که اونم هی خون کردی

تو با من نخواستی ، ادامه بدی پی زندگیت

حالا منو ول کردی ، رفتی پی زندگیت

تا بهت زنگ می زدم ، می گفتی یه جایی کار داری

ولی میدونستم با اون پسره ، خوش و خندونی

حاضر بودم بشنوم ، حتی یه فحش معمولی

آخه نامرد ، با تو ، روزهای خوش هم بودیم

این همه قسمت دادم ، که بهم یه سری بزنی

حالا که من مردم، سرت رو میزنی به زمین

انقدر صدام میزنی، ولی به گوش نمیاد

چونکه احمد مرد ، تا ابد به هوش نمیاد

******

تنهایی مثل یه بیماری می مونه

تنهایی قلب من می سوزونه

تنهایی ریشه ی عمرو می پوسونه

ولی اونکه باید ، قدر این دل دیوونه رو ، نمی دونه

نوشته اي از يك عاشق به نام :احمد نوری| پنجشنبه پنجم بهمن 1391 | 22:20 | + | موضوع: |

گوش کن...!  

حرفشم نزن بخواه جدا بشم ، راضی به این همه عذاب بشم

من برای تو سختی دیدم ، حالا میگی برم جدا بشم

کاش فقط یه ذره میشد بدونی ، کاشکی عشق و توی چشمام بخونی

ازنگاه تو چقدر شرم دارم ، من میخوام بگی که با من میمونی

کاش فقط یه ذره میشد بدونی ، کاشکی عشق و توی چشمام بخونی

همه حرفاتو زدی ، تو گوش کن

من میگم برای تو از این عشق

توی عشق منو تو ، یکی بده

یکی با تندی ، حرفاشو زده

یکی میخواد بمیره واسه اون

یکی دیگه میشه بازیچه ی اون

توی این دنیا فقط تورو دارم

با کسی جزتو کاری ندارم

حس من بهم میگه دوسم داری

هی بهونه میگیری ، بهم میگی کارم داری

من از اون چشمات ، فهمیدم دنیای توام

میدونم توام به جز من، کسی رو نداری

 

نوشته اي از يك عاشق به نام :احمد نوری| چهارشنبه بیست و هفتم دی 1391 | 11:18 | + | موضوع: |

به تو بدبینم...!  

تنها تو این خونه ، من بی تو افسردم

چند وقته رفتی تو، روزامو میشمردم

بی حالو دل سردم ، روح از تنم رفته

انگاری یک مرده ام ، هفت روز این هفته

هرجای این خونه ، عکساتو میبینم

رفتی ولی بازم ، من به تو بدبینم

 

به تو بدبینم ، به تو بدبینم

هر شب از دستت کابوس میبینم

 

یک سال گذشت بی تو ، تنها تو این خونه

ولی تو پای مردی که ، ازم هیچی نمیدونه

گذشتی تو که با اونی ، همش سرگرم آغوشی

تا میبینی منو، میری تو حالات فراموشی

کنارش خوب و آرومی، ولی من غرق این غصم

شبا اینجا من از عکسات ، فقط حالت رو میپرسم

 

به تو بدبینم به تو بدبینم

هر شب از دستت کابوس میبینم

 

خیانتهاتو میبینم ، دل من پیرتر میشه

ولی تو در کنار اون ، دلت درگیرتر میشه

یه لحظه چی سرم اومد، که من از غصه پوسیدم

درست وقتی که تو دستات ، اون حلقه رو دیدم

 

به تو بدبینم به تو بدبینم

هر شب از دستت کابوس میبینم

نوشته اي از يك عاشق به نام :احمد نوری| یکشنبه بیست و چهارم دی 1391 | 10:34 | + | موضوع: |

نمیدونی....!  


نمیدونی ، که چه حالی داره قلبم 

نمیدونی ، چه بغضی تو گلومه

نمیدونی ، که چه بیقرارو گریونم 

وقتی دونه دونه عکسات روبرومه

نمیدونی، چقدر، دستاتو کم دارم 

نمیدونی، چقدر ، تنهایی بی رحمه

که وقتی نیستی توی آیینه میبینم 

یه مردی ، که شکسته و نمیفهمه

تمومه ساعتا رو، بی تو داغونم 

تمومه عمرمو یاده تو میمونم

که واسه ،‌یه لحظه برگردی به این خونه 

ببینی تو نبوده تو، چه دیوونم

بگو ،‌دستمو میشناسی یا نه

نگو، عطرم واسه تو آشنا نیست

بگو‌، که هنوزم، منو میشناسی 

فقط نگو،نگو که ناشناسی

دیگه دستای سردم، نا نداره

قلمرو ،روی کاغذی بیاره

که به یاده تو،ترانه بنویسه

همون مردی که بی تو بی قراره

نوشته اي از يك عاشق به نام :احمد نوری| جمعه پانزدهم دی 1391 | 20:16 | + | موضوع: |

اربعین حسینی تسلیت باد  


دوباره وقت غم و وقت عزاست        اربعین حضرت خون خداست

پیرهنای مشکی رو در نیارید          قافله هنوز توراه کربلاست

چهل روزه قافله سامون نداره         دیگه پای بچه ها جون نداره

چهل روزه سر حسین رو نیزه ها         غیر موهای پریشون نداره

کاروان گریه و اشک وعزا             اومدن تا همه با شور و نوا

مجلس روضه بگیرند کنار            قبر خاکی شهید کربلا


ارباب بی کفن حسین


دلا غرق غصه ای ناتمومه            یکی میگه قبر بابا کدومه

آروم آروم با خودش میگه رباب          دیگه زیر سایه رفتن حرومه

زیرلب روضه ی بابا می خونند         نوحه با نوای ناله می خونند

نکنه جامونده تو خرابه که           همه دارن ازسه ساله می خونند

اربعین وقف عزای زینبه            بیقرار گریه های زینبه     

وقت روضه خوندن سر حسین            توی کربلا برای زینبه        


ارباب بی کفن حسین


((** لبیّک یا حسین **))

نوشته اي از يك عاشق به نام :احمد نوری| پنجشنبه چهاردهم دی 1391 | 11:19 | + | موضوع: |

با یه ماتم ، پا به پاتم....!  


تو دلیل گریه هامی ، هرجایی می رم باهامی

تو همون رویای شیرینی ، که دلیل خنده هامی

هر جا باشی پا به پاتم ، همیشه تو لحظه هاتم

من یه روحم که سرگردون اون ناز چشاتم

یا که یه ناله گریون ، تو طنین خنده هاتم


با یه ماتم ، پا به پاتم

هنوز که هنوزه قلبم ، باز از تو می خونه هر دم

با اینکه من زیر خاکم ، تو فکرت همیشه غرقم

هنوز که هنوزه چشمم ، می باره از داغ عشقم

با اینکه من زیر خاکم ، به فکرت همیشه تشنم

اگه چشمات منو می خواد ، تو بیا پیشم بمونو

اگه دستات منو می خواد ، تو بیا واسم بخونو


داره داره چشمات به من میگه 

که داره کم کم عاشقم میشه

نوشته اي از يك عاشق به نام :احمد نوری| یکشنبه دهم دی 1391 | 20:47 | + | موضوع: |